7 مهر تولد خواهر زادم بود
14 مهر تولد خواهرم
6 آبان تولد مامانم
7 آبان تولد کوروش جوون
تویه این دورو برا هم تولد رفقای مدرسه و فک و فامیلا!!
اوکی بابا هلم نکنید....تولد همگی تبریک!!

یه چیز الان میگم بعدا گله نکنیداااااا.....
عاقا من یه اخلاق بدی که دارم اینه که تولد مولد دور بریامو فراموش که نه،
 منتها فقط و فقط یادم میره...همین!
جانه من ناراحت نباشید که حالا یکم دیر تبریک میگم یا زود تر از موعد تبریک میگم!!
"خودمم اصن انتظار ندارم کسی بهم تبریک بگه و کادو بده...(آره جانه خودم D:)
از الان بگم تولد من 6 بهمنه هاااااااااا D:

یه کتاب پارسال آبان ماه شروع کردم به نوشتن الان تازه رسید به بیست صفحه...
سرعت رو داری جانه من؟!
(نه خدایی سخته به قرعان!)

این معلمای گوز به ریشمون این امتحان مرآت لامصبی رو ول نمیکنن!
چیه یه چیز یاد گرفتن تا یه چیز میشه
"امتحــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان"
خیااااااااا D:

چیزه میدونید.....اونقده بدم میاد از اون کسایی که خیلی خودشونو
 به آدم نزدیک میدونن هی میان مثه کنه مچسبن بهت
و شوخی های مسخره و اراجیف میگن!D:

یه عسل داریم ما تو فامیلمون...
عاقا اینی که من میگم جانه خودم اصن عسل نیستاااا منتها اسمش عسله!
مربا رو میگه زکی!
دماغش همیشه اویزون!
موهاش مثه سیم ظرف شویی!
دندوناش یکی درمیون افتاده(به یاد موشه عزیز)
چشماش شبیه چشمه وزغ!
صداشم که شجریانو داریوشو میگه زکی...بعد اونوقت اسم این جیگرمون هس عسل!!!
نه خدایی پدر مادرش با خودشون چی فک کردن؟!!!D:

محسن یگانه...فداییییی داری(یعنی درگیر آهنگ دوست دارمتم!!)
آخه چقد میشه این یارو آلبوم حبابش رو قشنگ خونده باشه!آخه چقد آخه؟

بابا چه خبره ملت جوگیر شدن همه آلبوم میدن بیرون....
خبر مبریه؟ما رو هم در جریان بذارید آلبوم بدیم!D:
 
یه چیز موخوام بگم:راستش چیزه میدونید...عاقا رفتم تو فاز فیلم کره ای....
نه خدایی باورتون میشه!D:
فیلم عاشقم شدی یا همون ضربان قلب رو تموم کردم دارم الان
 اف 4 یا همون پسران برتر از گل میبینم!
من بهتون میگم این دبیرستان آدمو منحرف میکنه شما میگید نه!D:

اوایل مدرسه یه فرد خیلی خود خواه،مغرور،از اون یاروها دیگه...
الان من باورم نمیشه این یارو..هیز بی حیا چشم تو چشم بم میگه:
من خیلی دوست دارم
کصافط بیشور عبضی،خواهر مادر نداره هیز!..هیچی بهش نمیگم این باز بدتر میکنه....ایش
من خودم از این لوس بازیا بدم میاد!
الله و اکبر...جماعا صلوات!D:

تا ما تو کلاس یه دستی یه جیغی میکشیم این یارو ناظمه میاد بالا میگه:
"تولده؟یا عروسیه؟"
عاقا اصن به تو چه ما می خوایم شاد باشیم...مشکلیبه؟!..والاااااااا!D:

جمعه هفته قبل عید بود....راستی کیا قربونی شدن؟گوشتشون که به ما نرسید!D:
آخ چقد من از گوشت گوسفند بدم میاد،همه داشتن گوسفند میلوبندن من داشتم پنیر میل میکردم!
اصن داری حرکتو!!!

هی..سیدا کیاأن؟من عیدی موخوام!فردا زنگ فیزیک می خواییم جشن بگیرم جیب سیدامونو خالی کنیم....دلتون آب 8 تا سید داریم تو کلاسمون!
تازه بهشون گفتم نون خامه ای هم بگیرن....فک کنم فردا باد میام!D:

از همه جالب تر اینجاس که ناظممون سیده...بهش گفتیم پایینه 5هزار تومن عیدی قبول نمیکنیم
 وگرنه یه هفته مدرسه باید دست ما بگرده!D:



 



چهارشنبه 1391/08/10