داره روزا میگذره دیگه...
حالا که فک میکنم میبنم اصن عید خوش نگذشت....خیلی بیچاره ام که هنو عید تموم نشد دارم از بدیاش میگم نه؟...بیخیال!
مسافرت نبودم...یعنی نرفتیم...دقیق تر بگم هیچ سال عید مسافرت نمیریم...از بس بد شانسم!...با امسال میشه 3 سال، واضح بگم  3ساله نرفتم مسافرت
...
(لطفا به حاله من گریه نکنید، خودم آخر قدرتم "ناسلامتی پسته خوردما...چیه؟داداش پولدار ندیدی...ما پسته می خوریم...پس چی فکر کردی"،  بالاخره یه روزی مخ بی صابمو کار میندازم میرم مخ زنی)



جشن عالی بود(مگه میشه جشن خواعره آدم بد باشه...اصن یه چیز من میگیم یه چیز میشنفی شوما)، از پاشنه ی 12 سانتی هیچ انتظاری نداشتم در نتیجه شاهد یک عدد بادمجان آبدار روی هر دو پایمان بودیم که فعلا بهبود یافته و ما به خوبی راه میرویم، مثل قدیم!


دو تا تراول پنجایی زدیم تو جیب...رقص شربت شنیده بودید شما؟...با همون رقص غریب خرج دو سالمو در اوردم....دیگه چیکار کنیم دیگه...ما اخریشیم اصن!



جیگر بابا مستر استیفن در چه حاله؟...میبینم که فصل دو اومده و ما بی خبر به سر میبریم تنها برای چند گیگ اضافه در نابودی کاملیم...


رفتم فصل دوم nikita...لامصب خفن داره باحال میشه...



اه این رمانای 98ia چقد آبکین داره دیگه حالم بد میشه دقیق تر وصف کنم برین اینجا خودتون بخونید...ولی بهتر از بیکاری...اینم از بخت ما!



به هیشکی بعد از اون اعتصاب یه ماهه سر نزدم، می خواستم ببینم کدومشون بی معرفتن تا قشنگ تر تو ذهنم ثبتشون کنم که دیدم ماشالا زیادن دلم براشون سوخت و مثل خودشون دارم باهاشون رفتار میکنم به اونایی هم که آخر معرفت بودن بدون خبر هر روز بم سر میزنن دیگه از تو ذهنم کشیدمشون بیرون لعنتیا حالا رو قلبم جا خوش کردن!


سارینا، وبت پوکید،راستشو بخوای فقط لینکت کردم(اصلا نمیشناختمت...رفتی،فک نکنم یه بارم سر زده باشی...اگه خوندی اینارو، یه ندا بده، با این تلقینا، از خودم بدم اومد حس بی خاصیت بودن بهم دس داده!)



ای پردیس زرنگ،بالاخره اومدیا....بازم سال نوت مبارک...مطمئن باش هیچوقت فراموشت نمیکنم!



بالاخره اون تلافیه وقتش رسید،وقتی میبینی یکی برات آپ کرده شاید از خوشحالی یدونه کلتو بزنی به دیوار و به خودت بگی دیونه هنوز یه کسایی هستن که دوستت دارن...البته یه کسایی که نه(من خودم میدونم همه دوستم دارن اصن نیاز به گفتن نیس بوخودا!!) ولی این دوست داشتن فرق میکنه ناسلامتی دوست 3 ساله جون جونی بودیم، و حالا امروز من برات آپ کردم...بذار فک کنم چیکار قراره بکنی بعد از خوندن این آپ...مصلما کلتو به خاطر من به دیوار نمیزنی...پس از طرف من خودتو ببوس اینجوری

قشنگ ترین جمله ی زندگیتو برای "شونزدهــــ
16ـــمین" بار بهت میگم...تولدت مبارک!
(مخاطب گرفته کیو میگم دیگه...گوساله)


دروغ سیزده من...
زودتر از موعد انجام شد علتشم اینه که یحتمل تا ماه آینده آپ نخواهم کرد...
با عنوانه دروغین وب خوش باشید تا بعد
!
 شاره به M3-3 یا همون   فـ یـ لـ تـ ر "


 



دوشنبه 1392/01/5