چه وب پیری دارم...
با این میشه 172 تا پست/دریغ از یدونه مطلب مفید بین این 172 تا =))

اصن احترام به دختری که موهاش و چشم و ابروش مشکی با رگه های قهوه ای و یه نموره طلایی داره واجبه...چه دلیلی داره یه سری به خودشون اجازه میدن رو حرف من حرف میزنن؟
من وقتی صلاح نمیبینم کتاب بگیرم و تمرین حل کنم چطور جرات اعتراض دارن...کی اصن بهشون اجازه میده اعتراض کنن...

احساس میکنم انگشتام داره رشد میکنه...اخه میدونید...گیتارو این حرفا/تف تو ریا =))

کلا وختایی که من میام پشت پی سی، 3 حالت داره:
یک/ دیدن چراغ آپدیت ویندوز
دو/ دیگه همین
به سه حالت نمیکشه =))

یه معلم عربی داشتیم سال سوم راهنمایی/ الانم هنوز داریمش...من موندم این بشر تموم نمیشه =))

رفتم یاهو/ایمیلامو مثلا چک کنم...رمزو هنوز نزده خوف کردم....
5173 ایمیل =|
خب شد نزدم رمزو =))

خدا پدر و مادر کاربرای 98یا رو بیامرزه...
پدر و مادر فیس/بوک
پدر و مادر میهن بلاگ
پدر و مادر استادمونو
پدر و مادر کونگ فو
پدر و مادر جومونگ رو ساعت 9 صب شبکه طبرستان
و نیز لاین و وایبر...
این آخری رو بیشتر بیامرزه =)


 



چهارشنبه 1393/04/25